شنب غازان
شنب ( به فتح اول و سکون ثانی ) به معنی گنبد است ، شنب غازان یعنی گنبد غازان بعضی از مورخان شام غازان را شم غازان هم نوشته اند که مراد همان شنب غازان است .
از اماکن مشابه ربع رشیدی است که همزمان با آن احداث شده ، بناهای خیری بوده که به نام شنب غازان در تبریز به وسیله غازان خان بنا شده بود . غازان خان ( 694 – 703 هجری قمری) در سه فرسنگی جنوب غربی تبریز آن زمان ( که امروز خرابه های آن بین ایستگاه راه آهن تهران – تبریز و شهر تبریز باقی است ) مقبره ای برای خود احداث کرد که به نام شنب غازان معروف است . رشیدالدین فضل الله علت بنای این گنبد را و مشتقات وابسته به آن را در تاریخ مبارک غازانی یا جامع التواریخ چنین بیان کرده است :
پادشاهان مغول را از اوروغ چنگیزخان رسم و عادت ایشان تاکنون چنان بوده که مدفن ایشان در موضعی باشد نامعلوم و از آبادی و عمارت دور . چنانکه هیچ آفریده بر آن مطلع نبود و حوالی آنرا غروق کرده به معتمدان بسپارند تا هیچکس را بدان نزدیک نگذارند . پادشاه چون مسلمان شد و آئین دین را عیوق رسانید ، فرمود که هر چند که رسم پدران ما این است و نیز اگر مسلمانی نخواهد که مدفن او معین بود در دین داری خللی نیست ، لیکن فایده ای نیست و چون مسلمان شده ایم ، باید که شعار ما نیز بر طریقه اسلامیان باشد .
( جامع التواریخ ، حکایت سیزدهم ، ص 997 )
سپس اضافه می کند که چون در زمان ولیعهدی به زیارت مشهد مقدس توس و مرقد سلطان بایزید و حسن خرقانی و ابوسعید ابوالخیر و غیره رفته بود روزی فرمود :
اگر کسی که برین وجه مرده باشد مشهد و مزار او هم به هم براین گونه باشد ، او را چگونه از مردگان توان شمرد .
( همان ماخذ )
و بدین سبب دستور می دهد که برایش برخلاف رسم و آداب پدرانش مقبره ای بسازند .
بنای شنب غازان از سال سوم سلطنت غازان خان شروع شده و در سال 702 هجری قمری به اتمام رسیده است . راجع به اختصاصات این بنا مطالب بسیاری نوشته شده است و از آن جمله گفته اند که هر آجر آن ده من وزن داشته و 14000 کارگر که 13000 نفر آنها مستمرا و 1000 نفر آنها به عنوان کمک دایما حدود 5 سال در ساختمان این بنا کار کرده اند ، ارتفاع گنبد آن 120 گز و طول دیوارها 80 گز ، طاس گنبد 40 گز و محیط آن 1530 گز و شکل آن 12 ضلعی و بر هر ضلع آن صورت برجی را نقش کرده بودند و 300 من لاجورد فقط در نقش سقف آن به کار رفته یا 80 قندیل زرین و سیمین که وزن هر یک از آنها به 15 من می رسید ، در آن آویخته بودند که یکی از آن قندیل ها 1000 مثقال طلا داشت .
( حبیب السیر جلد 3 ص 188 ،
تحریر تاریخ وصاف ص 230 ،
تاریخ مغول ( عباس اقبال ) ص 305 )
شنب غازان دارای تاسیسات و بناهای متعدد به منظورهای گوناگون بوده است که شامل :
1 – مسجد جامع 2 – مدرسه شافعیه 3 – مدرسه حنفیه 4 – خانقاه 5 – دارلسیاده جهت اقامت سادات 6 – رصدخانه 7 – دارالشفاء 8 – بیت الکتب ( کتابخانه ) 9 – بیت القانون جهت گذاردن دفاتر و قوانین که غازان خان وضع کرده بود ، در حقیقت مرکز بایگانی اسناد بود 10 – بیت المتولی 11 – حکمتیه ، جهت اقامت حکماء و مدرسین علم حکمت 12 – حوضخانه و گرمابه ، می شده است .
شنب غازان نیز مانند ربع رشیدی وفقنامه مفصلی با موقوفات وسیع بود که متاسفانه اصل آن در دست نیست ، ولی شرایط آن بطور مختصر در بعضی از کتب مورخان این دوره ، از جمله در جامع التواریخ نقل شده است . موقوفات شنب غازان گویا سالی 185000 دینار درآمد داشته که تماما به مصرف این ابواب البّر می رسیده است و نیز غازان خان قصری هم در جوار آن جهت خوابگاه خویش ساخته بود .
( پ . پطروشفسکی و ... « چهار تن دیگر از نویسندگان شوروی » ، تاریخ ایران ، ص 373)
خوواند مییر به طور خلاصه شروط وقفنامه شنب غازان را بیان کرده که ما عینا خلاصه تر آن را در این جا می آوریم :
اول آن هر جماعت از سادات و علماء و حکماء که افضل و اکمل عصر باشند در بقاع مذکوره صاحب منصب و موظف گردند و همواره متوطن بوده و بی ضرورت شرعی غیبت ننمایند ، دیگر آنکه هر جماعت بعد از فوت واقف هر کسی از امراء مغول و اشراف تازیک او را زیارت کند ، خدّام مقبره منوّره آنکس را بکوشک عادلیه که نزدیک بقعه مذکوره بود ، برده از حاصل موقوفات ضیافت نمایند . دیگر آنکه هر سال در روزی که واقف وفات یافته ، آشی بزرگ ترتیب نموده ، علماء و اعیان تبریز و مجاوران بقاع مذکوره و ارباب استحقاق را جمع گردانند تا ختم قرآن نمایند ، دیگر آنکه در لیالی جمعه در مسجد جامع و مدارس و خانقاه حلوا پخته به ساکنان آن بقاع دهند و همچنین در عیدین و سایر ایام و لیالی متبرکه ... و دیگر آنکه پنج نفر معلم و پنج نفر معید تعیین فرموده که در مکتب نشسته و پیوسته صد نفر کودک یتیم را قرآن تعلیم دهند ... و فرموده که جهت مکتب خانه هر سال صد جلد مصحّف مجدد بخرند و پنج ضعیفه را جهت غمخواری صبیّان ( دختران یتیم ) مواجب دهند و دیگر آنکه هر سال 2000 ثوب پوستین از پوست گوسفند خریده به مستحقان دهند و دیگر آنکه هر غریبی که در تبریز بمیرد و از وی چیزی نماند ، تجهیز و تکفین نمایند ، دیگر آنکه اطفالی را که بعضی از ضعفاء بر درهای بقاع سرهای راه بیندازند ، برداند و دایه به اجرت گیرند ، که تعهد ایشان نمایند ... دیگر آنکه در سالی شش ماه هوا سرد باشد ، چند خروار گندم و ارزن بر بامهای بقاع مذکوره ریزند تا طیور برچینند ... دیگر آنکه هر سال پانصد بیوه زن عاجزه را 2000 من پنبه محلوج دهند چنانکه حصه هر یک 4 من باشد ... دیگر آنکه متولّی امینی در تبریز نصب کنند تا هرگاه غلام یا کنیزکی ظرفی را که جهت آب کشیدن برداشته ، بشکند و از مالک خود بترسد آن را عوض خریده به وی دهند ... دیگر آنکه از هر جانب تبریز تا هشت فرسخ شوارع از سنگ پاک کنند بر آنها کوچک پل بندند تا فقیران بسهولت عبور توانند کرد .
( حبیب السیر ، صص 188 – 189 و نیز جامع التواریخ صص 1001 – 1004 )
تفاوت اساسی تاسیسات ربع رشیدی و شنب غازان این بود که در ریع رشیدی هدف اصلی تکیه بر تعلیم و تعلّم بوده و جنبه خیرات و مبرّات در درجه دوم اهمیت قرار داشت ولی در شنب غازان هدف بیشتر همان جنبه خیرات و کسب ثواب آخرت بوده است به علاوه وسعت و عظمت ربع رشیدی و موقوفات آن در تبریز و شهرک بزرگ مجاور آن ( شهرستان رشیدی و ربض رشیدی ) هیچ گاه قابل مقایسه با شنب غازان نبود ، شاید اگر غازان خان نیز مدتی دیگر زنده می ماند ، وسعت شنب غازان هم به پای ربع رشیدی می رسید و شاید از آن هم بیشتر می شد .
لازم به یاد آوری است که تولیت شنب غازان چه در زمان حیات غازان خان و چه بعد از مرگ او با رشیدالدین فضل الله بوده و زیر نظر او اداره می شده است .
* بررسی روش اداری و آموزشی ربع رشیدی ، محمد مهدی بروشکی ، ص 49
